ترجمه "merah" به فارسی
قرمز, سرخ, بور بهترین ترجمه های "merah" به فارسی هستند.
merah
adjective
noun
دستور زبان
-
قرمز
nounSemasa dia muncul, selalu meninggalkan kesan pembunuhan yang membuatkan seluruh pantai menjadi merah darah.
هر وقت که پيداش ميشد ، سرتاسر منظره رو به ساحلي از خون قرمز تبديل ميکرد.
-
سرخ
adjectivePada zaman Bible, batu karang merah sangat bernilai.
مرجان سرخ در روزگار کتاب مقدّس بسیار پربها بود.
-
بور
adjective
-
ترجمه های کمتر
- ghermez
- sorkh
- هويج
- آل
- اشکرلاط
- سآقرلآت
- سرخ جامه
- سقرلات
- قرمز رنگ
- پارچه مخمل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " merah " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Merah
-
سرخ
adjectiveOrang Israel nampaknya terperangkap di persisiran pantai Laut Merah.
ظاهراً اسرائیلیان در ساحل دریای سرخ در دام افتاده بودند.
تصاویر با "merah"
عباراتی شبیه به "merah" با ترجمه به فارسی
-
دریای سرخ
-
یاکریم طوقی
-
کرکس سرسرخ
-
یلوه پاتوسی
-
گویچه سرخ
-
چغندر
-
چغندر
-
پیپت گلوسرخ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن