ترجمه "mereka" به فارسی
ایشان, آنان, آنها بهترین ترجمه های "mereka" به فارسی هستند.
mereka
pronoun
verb
-
ایشان
nounIbu bapa patut dipuji kerana berusaha membantu anak mereka menjadi pembaca yang mahir.
والدین ایشان را تحسین میکنیم که با عشق و علاقه تلاش میکنند تا فرزندانش بتوانند بهخوبی بخوانند.
-
آنان
pronounSamuel tidak mahu melakukan hal ini kerana Yehuwalah raja mereka yang sebenar.
سَمُوئیل نمیخواهد این کار را بکند، زیرا در حقیقت یَهُوَه پادشاه آنان است.
-
آنها
nounJika kamu buat sesuatu, esok mereka akan membalasnya.
اگه تو الان کاري بکني ، اونوقت فردا اونا مقابل به مثل مي کنن.
-
ترجمه های کمتر
- اختراع کردن
- تاسیس کردن
- تنظیم کردن
- درست کردن
- ساختن
- طرح ریزی کردن
- چاپ زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mereka " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mereka" با ترجمه به فارسی
-
اختراع کردن · استنباط کردن · اظهار نظر کردن · براورد کردن · تاسیس کردن · تخمین زدن · تصور کردن · تفریق کردن · جعل کردن · حدس زدن · ساختن · شمردن · فرض کردن · قیاس کردن · پنداشتن · چاپ زدن · کم کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن