ترجمه "minyak" به فارسی

روغن, نفت, چربی بهترین ترجمه های "minyak" به فارسی هستند.

minyak noun
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • روغن

    noun

    Tidak takut untuk letakkan minyak enjin di bawah kukunya.

    اصلاً ترسي نداره که يه ذره روغن بره زير ناخن هاش.

  • نفت

    noun

    Kamu mungkin hendak memberitahu dia mengenai teori tiadanya minyak.

    ممکنه که هنوز تو اين تئوريت رو که ماجرا در مورد نفت نيست دوست داشته باشي.

  • چربی

    noun

    Hanya jika awak kembali bersama kapal yang penuh dengan minyak ikan paus.

    تنها یه شرط برای آوردن. کشتی ای پر از چربی به خونه هست

  • ترجمه های کمتر

    • بافت چربی
    • مرهم
    • مواد نفتی
    • چربی حیوانی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " minyak " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Minyak
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • روغن

    noun

    توضیع مختصر

    Minyak enjin, kopi, sedikit air, saya hanya dapat keluar dari tandas.

    روغن موتور ، قهوه ، و يکم آب که از توالت برداشتم

عباراتی شبیه به "minyak" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "minyak" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه