ترجمه "moral" به فارسی

اخلاق, اخلاقی, اخلاقیات بهترین ترجمه های "moral" به فارسی هستند.

moral
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اخلاق

    noun

    Misalnya, perhatikan pandangan mereka tentang seks dan moral.

    به عنوان مثال، عقاید آنان را در مورد اعمال جنسی و اخلاق در نظر بگیرید.

  • اخلاقی

    adjective

    Beberapa tahun dahulu, saya tahu tentang seorang lelaki yang terlibat dalam pelanggaran moral.

    من از یک مردی که چند سال پیش در گناه اخلاقی درگیر بود آگاهی دارم.

  • اخلاقیات

    noun

    Saya tak pernah jumpa ayah kamu, tapi jelas dia menerapkan moral yang baik.

    هیچوقت پدرت رو ندیدم ولی مشخصه که خیلی به اخلاقیات و ادبت اهمیت میداده

  • ترجمه های کمتر

    • روحیه
    • سیرت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " moral " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Moral
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اخلاق

    Misalnya, perhatikan pandangan mereka tentang seks dan moral.

    به عنوان مثال، عقاید آنان را در مورد اعمال جنسی و اخلاق در نظر بگیرید.

عباراتی شبیه به "moral" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "moral" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه