ترجمه "muda" به فارسی

جوان, اولاد, بچه شیر بهترین ترجمه های "muda" به فارسی هستند.

muda
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • جوان

    noun

    Sebab saya masih muda, saya merindui kampung halaman.

    ولی چون جوان بودم اغلب دلم برای خانه تنگ میشد!

  • اولاد

    noun
  • بچه شیر

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • زادو ولد
    • فرزند
    • فرزند جان
    • معشوق
    • پسر بچه
    • پسرم
    • پسرک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " muda " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "muda" با ترجمه به فارسی

  • دریاسالار دوم · ناخدا
  • دریابان
  • رنگ صورتی · صورتی
  • بچه شیر · تراشنده · جوانک · زاده · فرزند جان · معشوق · منگنه · پسر بچه · پسرم · پسرک · کوچک
اضافه کردن

ترجمه های "muda" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه