ترجمه "mula" به فارسی

اغاز کردن, شروع کردن, اینده بهترین ترجمه های "mula" به فارسی هستند.

mula verb noun دستور زبان
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اغاز کردن

    verb
  • شروع کردن

    verb

    Bila elektrik gagal berfungsi, beberapa tingkat yang rendah mula dibanjiri.

    الکتريسيته قطع شده ، بنابراين اون بخش هاي زيرين يه جورايي شروع کردن به پر شدن.

  • اینده

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • حمله
    • شروع
    • هجوم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mula " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mula" با ترجمه به فارسی

  • منوی شروع
  • راه اندازی مجدد
  • شروع از اینجا
  • باز آغازی نرم
  • تاریخ شروع
  • شروع گرم
  • اصل نخستین · اولیه · باستانی · بسیار قدیمی · جشن فارغ التحصیلی · خاستگاهی · پیشین
  • اصل نخستین · اولیه · باستانی · بسیار قدیمی · جشن فارغ التحصیلی · خاستگاهی · پیشین
اضافه کردن

ترجمه های "mula" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه