ترجمه "nama" به فارسی
نام, اسم, esm بهترین ترجمه های "nama" به فارسی هستند.
nama
noun
دستور زبان
-
نام
nounJika nama penghuni tertera pada interkom, gunakan namanya semasa bercakap dengannya.
اگر نام صاحبخانه بر زنگ خانه باشد، با آن نام صدایش کنید.
-
اسم
nounSaya fikirkan nama baru untuk gaya rambut ini.
یه اسمِ جدید برای این مدل مو پیدا کردم.
-
esm
-
ترجمه های کمتر
- nåm
- نامْوَر
- نامگذاری
- وجه تسمیه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nama " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Nama
-
اسم
nounاسم (دستور زبان)
Aku cari nama dia, Nama awal dan akhir dia.
دنبال اسمش ـم ، اسم و فاميل ـش
عباراتی شبیه به "nama" با ترجمه به فارسی
-
دامنه اینترنتی
-
خدمات نام حافظه اینترنتی
-
تخلص
-
تماس توسط نام
-
آوازه · سر قفلی · شهرت
-
كاربر ناشناس
-
نام سرور
-
اسم دوم · لقب · نام خودمانی · کنیه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن