ترجمه "negeri" به فارسی
ولایت, ایالت بهترین ترجمه های "negeri" به فارسی هستند.
negeri
noun
-
ولایت
nounPada suatu hari, Yehuwa memberitahu Abraham, “Tinggalkan Ur dan sanak saudaramu; pergilah ke negeri yang akan Aku tunjukkan kepadamu.”
روزی یَهُوَه به ابراهیم گفت: ‹ولایت و خویشاوندان خود را ترک کن، و به ولایتی بُرو که من به تو نشان میدهم.›
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " negeri " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Negeri
-
ایالت
nounNamun mewakili Negeri Ohio, keselamatan penduduk saya adalah keutamaan saya.
ولی باوجود همه ی اینها من برای ایالت " اوهایو " کار میکنم ، و امنیت این شهروندان مهمترین الویت بنده هست.
عباراتی شبیه به "negeri" با ترجمه به فارسی
-
شکل نمایش شماره درون کشوری
-
نماینده مجلس قانونگذاری
-
ایالات مؤتلفه آمریکا
-
دانشگاه ویرجینیا تک
-
پراک
-
سیاست خارجی
-
ساکن اولیه · قدیم · گیاه بومی
-
بین المللی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن