ترجمه "nyawa" به فارسی
زندگی, حیات, زنده بهترین ترجمه های "nyawa" به فارسی هستند.
nyawa
noun
-
زندگی
nounSedihnya, sesetengah rakan seiman kita juga begitu tertekan sehingga mengambil nyawa sendiri.
جای تأسف است که حتی برخی مسیحیان نیز در اثر چنین فشارهایی به زندگی خود پایان دادهاند.
-
حیات
nounMaka secara simbolik, nyawa dikembalikan kepada Pemilik asal.
این کار به مفهوم سمبولیک به این معنا بود که حیات را به صاحب اصلی آن بازمیگرداندند.
-
زنده
adjectiveAyah saya ialah saksi bernyawa dan kamu risikokan nyawa dia.
پدرم برهان زنده بود و تو در خطر انداختيش
-
زندگانی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nyawa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "nyawa" با ترجمه به فارسی
-
تلف شدن · مردن · ناگهان ناپدیدشدن · هلاک شدن
-
بیمه عمر
-
بیمه عمر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن