ترجمه "objek" به فارسی

شئ, شی, شیء بهترین ترجمه های "objek" به فارسی هستند.

objek
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • شئ

    جسم یا چیزی

    Ia satu-satunya objek yang mereka mahu: silinder Cyrus.

    این تنها شئ است که آنها میخواهند.

  • شی

    noun
  • شیء

    noun

    Tidak dapat memulakan objek kalendar. Semak setup saluran

    قادر به مقداردهی اولیۀ شیء تقویم نیست. لطفاً ، برپایی لوله را بررسی کنید

  • ترجمه های کمتر

    • موضوع
    • چیز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " objek " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "objek" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "objek" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه