ترجمه "oksigen" به فارسی
اكسيژن, اکسیژن, ترشمایه بهترین ترجمه های "oksigen" به فارسی هستند.
oksigen
noun
دستور زبان
-
اكسيژن
data seperti kadar jantung, nadi, oksigen, kadar respirasi,
چيزهايى مثل ضربان قلب، نبض، اكسيژن، ميزان دَم،
-
اکسیژن
nounBerbilion-bilion hidupan menyedut oksigen dan menghembuskan karbon dioksida.
میلیاردها موجود زنده اکسیژن هوا را میدمند و دیاکسید کربن باز میدمند.
-
ترشمایه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " oksigen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Oksigen
-
اکسیژن
nounیکی از عنصرهای جدول تناوبی عنصرها، یکی از عنصرهای آلی
Oksigen di pam tanpa henti selama 24 jam sehari.
اکسیژن ۲۴ ساعت در روز به درون او فرستاده می شد
عباراتی شبیه به "oksigen" با ترجمه به فارسی
-
اکسیژن مایع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن