ترجمه "orang" به فارسی
انسان, شخص, کس بهترین ترجمه های "orang" به فارسی هستند.
orang
noun
-
انسان
nounTidak kira di mana orang tinggal, keinginan mereka berbeza.
خواستههای انسانها بسته به محیط زندگیشان میتواند کاملاً متفاوت باشد.
-
شخص
nounSetiap orang dan ketua keluarga mempunyai kebebasan untuk membuat keputusan dalam hal sedemikian.
تصمیمگیری در خصوص این امور به هر شخص و سرپرست خانواده سپرده شده است.
-
کس
nounTidak pernah percaya pada orang yang tidak cukup percaya pada wang.
هيچوقت به کسي که به اندازه کافي براي پول اهميت قائل نيست ، اعتماد نکن.
-
ترجمه های کمتر
- مرد
- نفر
- آدمی
- ادم
- انسانی
- بودن
- ترکیب موجود زنده
- جنس بشر
- خاکزاد
- خوش تیپ
- دربرداشتن
- سازمان
- سازواره
- شخصی
- شَخص
- شیخ
- فرتاش
- قوم وخویش
- مردم
- مردمی
- موجود بودن
- موجود زنده
- مَردُم
- نوع انسان
- نَفَر
- پسر بچه
- کج کلاه
- کسی
- ی
- یک شخص
- یک کسی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " orang " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Orang
-
افراد
Orang pekak tidak boleh dikenal pasti menerusi nama, rupa, atau pakaian.
فرد ناشنوا را نمیتوان از روی نام او، مشخصات ظاهری یا لباسش شناخت.
عباراتی شبیه به "orang" با ترجمه به فارسی
-
آذربایجانی · آذری · آرانی
-
غیر نظامی
-
فرانسوی · فرانسویان
-
خودی · محرم راز
-
اصل نخستین · اولیه · باستانی · بسیار قدیمی · خاستگاهی · ساکن اولیه · قدیم · محلی · پیشین · گیاه بومی
-
تماس میل
-
افراد نزدیک من
-
پرتغالی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن