ترجمه "otot" به فارسی
عضله, ماهیچه, اوتار بهترین ترجمه های "otot" به فارسی هستند.
otot
-
عضله
nounApabila otot gagal mereka beralih kepada sihir mereka.
زمانيکه عضلات خسته ميشوند جادو به کمک ايشان خواهد آمد
-
ماهیچه
nounHatiku merasa seperti baru saja meregangkan sebuah otot.
قلبم احساس می کرد ماهیچه هام پیچ خورده
-
اوتار
noun
-
ترجمه های کمتر
- تار وپود
- رگ وپی
- زردپی
- ماهيچه
- نیروی عضلانی
- وتر
- پرواری
- پوره
- پی
- گوشت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " otot " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Otot
-
ماهیچه
nounماهیچهها انرژی شیمیایی مواد غذایی را به انرژی مکانیکی تبدیل میکنند
Otot-otot itu bagus digunakan sebagai pengganti.
ازین ماهیچه ها خوب استفاده کن ، الان بهتر شد
عباراتی شبیه به "otot" با ترجمه به فارسی
-
ماهیچه اسکلتی
-
عضله قلب · ماهیچه قلب · میان دل
-
میوکارد
-
میوکاردیت
-
دیستروفی ماهیچهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن