ترجمه "padang" به فارسی
تماشاخانه, جلگه, رشته بهترین ترجمه های "padang" به فارسی هستند.
padang
noun
دستور زبان
-
تماشاخانه
noun -
جلگه
noun -
رشته
nounKanak-kanak diculik berdasarkan nombor-nombor ini dari kawasan jalan dan padang yang hampir dengan kota.
بچه راحت گرفته شدن با اين اعداد جاده ها و رشته هاي نزديک شهر
-
ترجمه های کمتر
- مرغزار
- میدان
- میدان بازی
- میدان نیرو
- هامون
- چمن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " padang " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "padang" با ترجمه به فارسی
-
بیابان
-
پادانگ بسار
-
بیابان
-
جلگه سبز · مرتع · چراگاه
-
استحقاق · بیابان · دشت · صحرا
-
جلگه سبز · راغ · علفزار · علوفه · مرتع · مرغزار · چراگاه · چمن · چمن زار
-
مرغ چمن شرقی
-
علفزار · چراگاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن