ترجمه "pakar" به فارسی
متخصص, استاد, خبره بهترین ترجمه های "pakar" به فارسی هستند.
pakar
-
متخصص
adjective nounBeberapa orang pakar turut memberikan ulasan berkenaan integriti yang wujud di Bailey.
چندين متخصص به صف شدن تا عليهِ تماميتِ ساختمانِ " بيلي " شهادت بدن.
-
استاد
adjective nounTuan Phineus, pakar seni lukis, sabar menunggu.
استاد فنيوس ، استاد قلم مو صبورانه منتظرن
-
خبره
adjective
-
ترجمه های کمتر
- زبر دست
- ماهر
- با استادی
- دانا
- دانشمند
- رهبر ارکستر
- رهنمون
- معلم
- هنرشناس
- ویژه کار
- کارشناس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pakar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pakar" با ترجمه به فارسی
-
رهنمون
-
تخصص (پزشکی)
-
جراح
اضافه کردن مثال
اضافه کردن