ترجمه "pam" به فارسی
پمپ, تلمبه, پمپ بهترین ترجمه های "pam" به فارسی هستند.
pam
-
پمپ
nounUnkar Plutt memasang pam bahan bakar di sini.
آنکار پلات يه پمپ سوخت اينجا کار گذاشته.
-
تلمبه
nounok walaupun mereka itu lamer, mereka tak perlu pam apa-apa, ingat.
خیلی خب ولی گوش کن ، حتی اون ادمای کسل کننده تر هم ، اونام نباید چیزیرو تلمبه بزنن ، یادته ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pam " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pam
-
پمپ
nounUnkar Plutt memasang pam bahan bakar di sini.
آنکار پلات يه پمپ سوخت اينجا کار گذاشته.
عباراتی شبیه به "pam" با ترجمه به فارسی
-
پمپ خلأ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن