ترجمه "panggilan" به فارسی
اسم دوم, تلفن زدن, تلفن کردن بهترین ترجمه های "panggilan" به فارسی هستند.
panggilan
-
اسم دوم
noun -
تلفن زدن
verbBeritahu saya, Encik Anderson Apa yang baik adalah panggilan telefon jika Anda tidak dapat untuk bercakap?
فايده تلفن زدن چيه وقتي كه قادر به صحبت كردن نباشيد ؟
-
تلفن کردن
verbSaya menerima panggilan telefon dari seorang wanita yang telah membuat satu kesilapan yang serius dan kini menghadapi keputusan sukar, yang bakal mengubah hidupnya.
زنی که یک اشتباه جدّی کرده بود و با یک تصمیم مشکل، و تغییر کنندۀ زندگی روبرو بود بمن تلفن کرد.
-
ترجمه های کمتر
- لقب
- نام خودمانی
- کنیه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " panggilan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "panggilan" با ترجمه به فارسی
-
پاسخ دهي به تماس
-
انتظار مکالمه
-
اعلاميه تماس از دست داده شده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن