ترجمه "pantai" به فارسی

ساحل, ساحل دریا, ساحلی بهترین ترجمه های "pantai" به فارسی هستند.

pantai noun
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساحل

    noun

    Awak akan terberak dalam seluar sebaik saja mendarat di pantai esok.

    تو فردا همون ثانيه اي که برسيم به ساحل گند ميزني ميره.

  • ساحل دریا

    noun

    Makan ais-krim dan pegi bersiar-siar di pantai dan bertemu saudara mara.

    بستنی و سفر به ساحل دریا و بودن با اقوام واقعا هیجان زده.

  • ساحلی

    adjective

    Kau rasa bagaimana berkahwin dengan seorang penjaga pantai?

    وقتی داشتی با یه آدم گارد ساحلی قرار ازدواج میذاشتی چه فکری میکردی ؟

  • ترجمه های کمتر

    • شدن
    • شن زار
    • پلاژ
    • کرانه
    • کناری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pantai " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pantai
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کرانه

عباراتی شبیه به "pantai" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pantai" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه