ترجمه "parasit" به فارسی
انگل, انگلی, زالو بهترین ترجمه های "parasit" به فارسی هستند.
parasit
-
انگل
nounPenduduk bandar ini sedang dikawal oleh parasit ( Plaga ).
مردم ارزشمند شهرتون دارن توسط انگل کنترل ميشن.
-
انگلی
adjective noun -
زالو
noun
-
ترجمه های کمتر
- صدای مزاحم
- طفیلی
- پارازیت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " parasit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "parasit" با ترجمه به فارسی
-
انگل روده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن