ترجمه "paru" به فارسی
ریه, شش بهترین ترجمه های "paru" به فارسی هستند.
paru
-
ریه
nounUdara menghalang paru-parunya setiap kali dia tarik nafas.
با هر بار نفس کشیدن داره ریه هاش رو از بین میبره
-
شش
nounMaka bukti hanya kita adalah kini dalam paru-paru?
پس تنها سرنخ ما الان توی شش های توئه ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " paru " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "paru" با ترجمه به فارسی
-
سینهپهلو
-
سرخرگ ریوی
-
ادم ریه
-
سینهپهلو
-
جگر سفید · ریه · ریوی · شش
-
شش
-
التهاب ریه · ذات الریه · سینه پهلو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن