ترجمه "patung" به فارسی
تندیس, بت, تمثال بهترین ترجمه های "patung" به فارسی هستند.
patung
noun
-
تندیس
noun -
بت
nounFirman Tuhan dengan jelas mengutuk perbuatan seperti mencuri, menipu, dan membuat patung berhala.
کتاب مقدّس صریحاً دزدی، دروغ و ساختن بت را محکوم میکند.
-
تمثال
nounPatutkah kita menyembah, bersujud, atau berdoa kepada patung, gambar, atau lambang?
آیا باید در پرستش، به بتها، تمثالها یا علامتها سجده کرده و دعا بکنیم؟
-
ترجمه های کمتر
- دخترک
- سنجاقک
- صورت خیالی
- مانکن
- مجسمه
- مجسمه چوبی
- مدل
- معبود
- هیکل
- پیکر
- پیکره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " patung " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "patung" با ترجمه به فارسی
-
تصنيف هجائی · سنجاقک
-
عروسک
-
بانو · بچه · جوجه · خانم · دختر · دختر دهقان · دخترک · دست نشانده · عروسک · نوعی مرغابی · کدبانو
-
عروسک سکس
-
غول رودس
-
تصنيف هجائی · سنجاقک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن