ترجمه "paya" به فارسی

باتلاق, تالاب, دریاچه بهترین ترجمه های "paya" به فارسی هستند.

paya noun
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • باتلاق

    noun

    Dan menghalau saya ke pulau di tengah-tengah paya!

    و بعد من رو به يه جزيره وسط يه باتلاق تبعيد کردي!

  • تالاب

    noun
  • دریاچه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • لجن زار
    • مرداب
    • گنداب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " paya " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Paya
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • باتلاق

    Paya busuk dan bau sejauh mata memandang.

    تا جائيکه چشم کار مي کنه. باتلاق هاي گنديده و متعفن

عباراتی شبیه به "paya" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "paya" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه