ترجمه "pekak" به فارسی
کر, بحر پیما, تخته کف بهترین ترجمه های "pekak" به فارسی هستند.
pekak
adjective
noun
-
کر
nounDia memberi kekuatan kepada anggota badan yang cacat, penglihatan kepada yang buta, pendengaran kepada telinga yang pekak.
او به پاهای چلاق قدرت بخشید، بینائی به چشمهای کور، شنوائی به گوشهای کر داد.
-
بحر پیما
noun -
تخته کف
noun
-
ترجمه های کمتر
- رند
- ملوان
- ناشنوا
- ناشنوایی
- پست و حقیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pekak " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pekak
-
ناشنوایی
13 Kisah Hidup —Walaupun Pekak, Saya Masih Dapat Mengajar Orang
۱۳ زندگینامه—ناشنوایی مرا از تعلیم به دیگران باز نداشت
عباراتی شبیه به "pekak" با ترجمه به فارسی
-
دستگاه تلفن ناشنوایان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن