ترجمه "pelabuhan" به فارسی

بندر, لنگرگاه, langargâh بهترین ترجمه های "pelabuhan" به فارسی هستند.

pelabuhan
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بندر

    noun

    Ini vigilante kelawar telah konsisten menyasarkan pelabuhan Dan projek bersebelahan dan tenemen.

    این قانون گریز خفاشی مکررا بندر رو هدف گرفته و ملک ها و پروژه های مجاور اون رو.

  • لنگرگاه

    noun

    Dalam 12 jam, para mesin akan masuk dari dinding pelabuhan.

    در کمتر از 12 ساعت ماشين ها در ديواره لنگرگاه نفوذ مي کنند

  • langargâh

  • ترجمه های کمتر

    • اسکله
    • ایستگاه راه آهن
    • بازخانه
    • بندرگاه
    • دیوار ساحلی
    • شهر ساحلی
    • مخزن مهمات
    • موقعیت
    • پناهگاه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pelabuhan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pelabuhan
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بندر

    noun

    Pelabuhan itu bukan bekalan air yang boleh diminum.

    ولی بندر که آب آشامیدنی رو تامین نمی کنه ؟

عباراتی شبیه به "pelabuhan" با ترجمه به فارسی

  • بندر · شهر ساحلی · لنگرگاه · پناهگاه
اضافه کردن

ترجمه های "pelabuhan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه