ترجمه "pelanggan" به فارسی
مشتری, ارباب رجوع, خریدار بهترین ترجمه های "pelanggan" به فارسی هستند.
pelanggan
-
مشتری
nounSebagai pereka, kami percaya bahawa kami perlu bertanggungjawab terhadap pelanggan kami.
و ما به عنوان طراحان معتقدیم که این باور ما رو برای پاسخگو بودن به مشتری کمک میکند.
-
ارباب رجوع
nounPelanggan yang rasa ingin tahu, itu sahaja.
يه کنجکاوي خفيف در يه ارباب رجوع. همين اوه اِمم...
-
خریدار
noun‘Mencurahkan ke dalam lipatan jubah’ boleh merujuk kepada amalan sesetengah pedagang yang mengisi lipatan jubah pelanggan dengan barangan yang dibeli.
در آن زمان خریدار از دامن ردای خود به کمک کمربند خود، جیبی بزرگ میساخت تا فروشنده بتواند جنسها را در آن بریزد.
-
ترجمه های کمتر
- سرویس گیرنده
- شرکت کننده
- مشترک
- مشتریان
- مصرف کننده
- موکل
- موکلین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pelanggan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pelanggan" با ترجمه به فارسی
-
پردازشگر اشکال
-
تعبیر بخش سرویس گیرنده
-
رایانه سرویس گیرنده
-
فت کلاینت
-
شماره دسترسی مشترک
-
سیمکارت
-
سرویس گیرنده تجاری مجوز نرم افزار
-
سرویس گیرنده فعال سازی Windows
اضافه کردن مثال
اضافه کردن