ترجمه "pelatih" به فارسی
انترن, اهل خانه, شاگرد بهترین ترجمه های "pelatih" به فارسی هستند.
pelatih
-
انترن
noun -
اهل خانه
noun -
شاگرد
nounElla amat teruja untuk berjumpa Kit, si pelatih itu.
الا ، به شدت براي ديدن... کيتِ شاگرد ، هيجان زده بود
-
ترجمه های کمتر
- لله
- مدیر
- مرد خانه
- مستخدم خانه
- کادر
- یادگیرنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pelatih " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pelatih" با ترجمه به فارسی
-
انترن · اهل خانه · مرد خانه · مستخدم خانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن