ترجمه "pelayan" به فارسی
سرور, بنده, خادم بهترین ترجمه های "pelayan" به فارسی هستند.
pelayan
-
سرور
nounSalah satu pelayan adalah turun jadi saya pada awal esok.
یکی از سرور ها مشکل پیدا کرده ، به خاطر همین باید فردا صبح برم اونجا
-
بنده
nounIsteriku seorang pelayan bilik, tuan.
همسر بنده هم يک روشنفکره ، قربان.
-
خادم
noun
-
ترجمه های کمتر
- خدمتکار
- خدمتگذار
- نوکر
- وکیل خرج
- پیشخدمت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pelayan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pelayan" با ترجمه به فارسی
-
سرویس دهنده رسانه
-
سرور وب
-
نام سرور
-
تکثیر خدمات دهنده
-
Office Forms Server نرم افزار
-
صفحات سرور فعال
-
سرپرست سرور
-
سرور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن