ترجمه "pembangkang" به فارسی

رقیب, مبارز, مخالف بهترین ترجمه های "pembangkang" به فارسی هستند.

pembangkang
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • رقیب

    noun
  • مبارز

    noun
  • مخالف

    noun

    Apabila parti pembangkang mengambil keputusan untuk menutup sebahagian daripada pusat bandar, kami merundingkan laluan alternatif.

    وقتى جناح مخالف تصميم گرفت بخشى از مركز شهر را تعطيل كند، ما مسيرهاى جايگزين را بررسى كرديم.

  • ترجمه های کمتر

    • معاند
    • معترض
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pembangkang " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "pembangkang" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه