ترجمه "pencarian" به فارسی
تحقیق, تلاش, جستجو بهترین ترجمه های "pencarian" به فارسی هستند.
pencarian
-
تحقیق
nounSeperti yang kau tahu, kami melakukan pencarian mendalam ibumu.
همونطور که می دونی ، راجع به مادرت حسابی تحقیق کردیم
-
تلاش
noun -
جستجو
nounDia akan jadi tulang belakang dalam usaha pencarian ini.
ايشون در عمليات جستجو ما رو ياري ميدن.
-
ترجمه های کمتر
- جویش
- دنبال
- طلب
- پیشه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pencarian " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pencarian" با ترجمه به فارسی
-
معیشت · نان وپنیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن