ترجمه "pengawal" به فارسی
حسابدار, ذی حساب, نگهبان بهترین ترجمه های "pengawal" به فارسی هستند.
pengawal
-
حسابدار
noun -
ذی حساب
noun -
نگهبان
nounApabila pemandu bingung itu melihat pengawal keselamatan menunjuk senjata ke arah dia, dia menjerit, “Jangan tembak!
وقتی که رانندۀ سر در گُم نگهبان محافظ را با اسلحۀ کشیده دیده بود، داد زد، ”شلیک نکنید!
-
ترجمه های کمتر
- نگهبانی
- هنگ سوار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pengawal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pengawal" با ترجمه به فارسی
-
کنترل کننده خودکار منزل
-
کنترل کننده دامنه
-
کروز کنترل
-
محافظ شخصی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن