ترجمه "pengecut" به فارسی
بزدلی, ترسو, ترسویی بهترین ترجمه های "pengecut" به فارسی هستند.
pengecut
-
بزدلی
nounJadi awak juga tak suka itik mallard, atau awak cuma itik yang pengecut.
پس یا از مرغابی ها متنفری ، یا فقط یه بزدلی
-
ترسو
adjectiveDia pengecut, bersembunyi di sana melakukan hal-hal buruk kepada kita.
اون ترسو, اونجا قايم شده و اين کاراي بد رو با ما ميکنه.
-
ترسویی
noun -
جبن
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pengecut " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن