ترجمه "penghantaran" به فارسی
مخابره, حمل, محموله بهترین ترجمه های "penghantaran" به فارسی هستند.
penghantaran
-
مخابره
nounIni adalah maklumat sulit, tetapi saya mengarahkan blok penghantaran jarak jauh.
موقعیتم محرمانه ست ، اما وظیفه دارم پیام های مخابره ای رو شنود کنم
-
حمل
nounDia penyelia bagi penghantaran senjata dan juga sebagai penjual...
روي حمل سلاح ها نظارت ميکرده.
-
محموله
nounTetapi dia secara spesifiknya memberitahu lelaki itu untuk membiarkan penghantaran yang lainnya.
ولی به صراحت تأکید کرده اونیکی محموله رو بازرسی نکنن
-
ترجمه های کمتر
- ناوگان
- کشتیرانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " penghantaran " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "penghantaran" با ترجمه به فارسی
-
صف تحویل صندوق پستی
-
صف تحویل
-
پروتکل کنترل مخابره
-
نشانی حمل
-
واحد انتقال حداکثر
-
برچسب حمل
-
خط انتقال
-
جعبهدنده خودکار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن