ترجمه "pengikut" به فارسی
با ایمان, بازیگر عمده, تابع بهترین ترجمه های "pengikut" به فارسی هستند.
pengikut
-
با ایمان
nounSaya hampir dapat membayangkan Juruselamat, memandang dengan kasih sayang tidak terhingga kepada muka-muka pengikut yang setia serta beriman.
من تقریباً می توانم ناجی را ببینم، که با عشق بی پایان به صورت آن مریدان با ایمان و مؤمن نگاه می کند.
-
بازیگر عمده
noun -
تابع
noun
-
ترجمه های کمتر
- شاگرد
- طرفدار
- عابد
- مرید
- مریدی
- معتقد
- هواخواه
- پیرو
- پیش کسوت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pengikut " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن