ترجمه "pengiring" به فارسی

اسکورت, خدم وحشم, دوستان بهترین ترجمه های "pengiring" به فارسی هستند.

pengiring
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسکورت

    noun

    Terdapat hanya satu orang di Prague yang bergerak dengan pengiring bersenjata.

    فقط یه نفر در پراگه که با اسکورت مسلح سفر می کنه

  • خدم وحشم

    noun
  • دوستان

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • محیط
    • ملت زمین
    • ملتزمین
    • همراهان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pengiring " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pengiring" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pengiring" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه