ترجمه "pengukur" به فارسی
افول, اندازه, اندازه گیری بهترین ترجمه های "pengukur" به فارسی هستند.
pengukur
-
افول
noun -
اندازه
nounSaya rasa, kita kena pasang pengukur voltan.
فقط داشتم فکر ميکردم بايد حسابي ولتاژ ها رو اندازه گيري کنيم.
-
اندازه گیری
nounpengukur utama pembangunan dalam masyarakat,
مهمترین شاخص اندازه گیری در جامعه ،
-
ترجمه های کمتر
- درجه
- سنج
- سنجش
- شاخص
- عدد شاخص
- متر
- میزان
- وزن
- پیما
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pengukur " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن