ترجمه "penipu" به فارسی
دروغگو, اسب چموش, تله بهترین ترجمه های "penipu" به فارسی هستند.
penipu
-
دروغگو
nounSemasa mereka menghadap Salomo untuk menyelesaikan masalah mereka, penipu itu bahkan menyokong tindakan untuk membunuh bayi yang hidup.
طی محاکمه، زن دروغگو حتی راضی شد که نوزاد زنده کشته شود.
-
اسب چموش
noun -
تله
noun
-
ترجمه های کمتر
- جسور
- جمهوریخواه
- حادثه جو
- خرده نان
- دام
- رند
- شیاد
- فریب
- ماجرا جو
- ماجراجو
- متقلب
- ناقلا
- پست و حقیر
- کذاب
- کوزه گلی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " penipu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن