ترجمه "penjara" به فارسی

زندان, حبس, در زندان نهادن بهترین ترجمه های "penjara" به فارسی هستند.

penjara
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • زندان

    noun

    Orang ini menikam ibu saya pada jantungnya dan menghantar ayah saya ke penjara kerananya.

    اون مرد مادرم رو بقتل رسوند و پدرم رو به زندان انداخت.

  • حبس

    noun

    bilangan hukuman penjara seumur hidup samada perkara baik atau tidak baik.

    افزایش تعداد حبس ابد یه چیز خوبه و یا یه چیز بده.

  • در زندان نهادن

    verb
  • محبس

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " penjara " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Penjara
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • زندان

    noun

    مکانی که در آن افراد محدود میشوند

    Penjara ini adalah untuk manusia-meta, jadi kamu bebas untuk pergi.

    زندان براي فرا انسان هاست پس شما آزاديد که بريد

عباراتی شبیه به "penjara" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "penjara" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه