ترجمه "penyokong" به فارسی
استدلال کننده, بازیگر عمده, بردست بهترین ترجمه های "penyokong" به فارسی هستند.
penyokong
-
استدلال کننده
noun -
بازیگر عمده
noun -
بردست
noun
-
ترجمه های کمتر
- تابع
- تکیه گاه اصلی
- حامی
- حمال
- دستیار
- شاگرد
- طرفدار
- قیم
- لنگر
- مدافع
- مدد
- مرید
- معاون
- میله
- همدرد
- هواخواه
- وابستگی عمده
- ولی
- وکیل مدافع
- پارتیزان
- پشتی
- پشتیبان
- پیرو
- پیش کسوت
- چوب پا
- یاری
- یاور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " penyokong " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن