ترجمه "penyumbang" به فارسی
شرکت کننده, بانی خیر, صاحب خیر بهترین ترجمه های "penyumbang" به فارسی هستند.
penyumbang
-
شرکت کننده
nounBagaimanapun, tidak Milland aeroangkasa penyumbang terbesar kepada kumpulan amal anda?
راستي ، مگه همين شرکت هوافضاي " ميلاند " بزرگترين شرکت کننده ي گروه خيريه ي شما نيستش ؟
-
بانی خیر
noun -
صاحب خیر
noun
-
ترجمه های کمتر
- مشترک
- نیکوکار
- واقف
- ولی نعمت
- کمک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " penyumbang " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن