ترجمه "perajurit" به فارسی

سرباز, جنگاور, جنگجو بهترین ترجمه های "perajurit" به فارسی هستند.

perajurit
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرباز

    noun

    Pada awalnya, seperti yang lain, aku adalah perajurit.

    اولش ، مثل همه يک سرباز بودم

  • جنگاور

    noun
  • جنگجو

    noun

    Ya, kamu memujanya, ketika perajurit kehilangan wilayah yang sukar dimenangkan oleh ayahnya.

    تو ، تو اونو پرستش ميكردي وقتي كه اون جنگجو ، سرزمين هاي كه پدرش به سختي به دست آورده بود ، از دست ميداد

  • ترجمه های کمتر

    • رزمجو
    • سالدات
    • سلحشور
    • سپاهی
    • مبارز
    • محارب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " perajurit " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "perajurit" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه