ترجمه "perang" به فارسی
جنگ, جنگ کردن, جنگاوری بهترین ترجمه های "perang" به فارسی هستند.
perang
adjective
noun
-
جنگ
nounSaya terampil dalam seni perang dan taktik militer, tuanku.
بله ، من آموزشهاي نظامي و تاکتيکي جنگي رو بخوبي فرا گرفتم
-
جنگ کردن
verbJika ia melepasi garisan, maka ia isytiharkan perang dengan Amerika.
اگه اون کشتي از خط عبور کنه, عليه ايالات متحده اعلان جنگ کردند.
-
جنگاوری
noun
-
ترجمه های کمتر
- دشمنی کردن
- دوئل
- قهوه ای
- قهوهای
- محاربه
- نزاع
- پادرزم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " perang " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "perang" با ترجمه به فارسی
-
اسیر جنگی
-
جهاد
-
جنگ داخلی
-
جنگ خلیج فارس
-
کوتوله قهوهای
-
دوئل
-
نبرد صفین
-
جنگ افزارهای شیمیایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن