ترجمه "perapian" به فارسی
آتشگاه, اجاق, شومینه بهترین ترجمه های "perapian" به فارسی هستند.
perapian
-
آتشگاه
noun -
اجاق
noun -
شومینه
Saya mengingat apabila bapa saya duduk di sebelah perapian, membaca tulisan suci dan buku-buku baik yang lain, dan saya duduk di sebelah dia.
. بخاطر میاورم پدرم را که کنار شومینه دراز کشیده، کتب مقدّس و سایر کتابهای خوب دیگر را میخواند، و من هم کنارش دراز میکشیدم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " perapian " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن