ترجمه "perempuan" به فارسی
زن, دختر, زنانگی بهترین ترجمه های "perempuan" به فارسی هستند.
perempuan
adjective
دستور زبان
-
زن
nounDia memikirkan bagaimana cara untuk bertaruh online dan buatkannya nampak hebat, dengan duit dan perempuan.
اون فهميد که چطوري قمار اينترنتي رو برداره و پول و زن ، سکسي بکنش.
-
دختر
nounKali terakhir saya nampak dia, dia menyelamatkan anak perempuan awak.
آخرين باري که ديدمش داشت از دختر شما محافظت مي کرد.
-
زنانگی
noun
-
ترجمه های کمتر
- مونث
- بانو
- بچه
- جوجه
- خانم
- دختر دهقان
- دخترک
- عروسک
- ماده
- نسوان
- کدبانو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " perempuan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Perempuan
-
زن
nounانسان مؤنث بالغ. برای جنسیت مؤنث از Q6581072 استفاده کنید.
Perempuan yang bersama awak di restoran, dia seorang pembunuh profesional.
اون زن ـه که تو رستوران اومد پيشت ، اون يه قاتل حرفه اي ـه
عباراتی شبیه به "perempuan" با ترجمه به فارسی
-
بیوگ · عروس
-
سنه · سنهار
-
نبتسه · نبسه
-
خواهر
-
khwâhær · خواهر · همشيره
-
دختر · فرزند
-
دوستدختر
-
پستان بند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن