ترجمه "pergi" به فارسی
رفتن, ابلاغ کردن, اخراج شدن بهترین ترجمه های "pergi" به فارسی هستند.
pergi
-
رفتن
verbDan kau juga harus pergi ke jalanmu sendiri.
و شما نیز باید برای رفتن به راه خود را.
-
ابلاغ کردن
verb -
اخراج شدن
verb
-
ترجمه های کمتر
- انکار کردن
- تخصیص دادن به
- تلف شدن
- خاموش کردن
- خواستن
- راندن
- راه رفتن
- سفر کردن
- شدن
- فوری رفتن
- قدم تند کردن
- مردن
- میل کردن
- ناگهان ناپدیدشدن
- هلاک شدن
- وقف کردن
- ول کردن
- کشتن
- گم شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pergi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pergi
-
رفتن
Verb verbPergi ke Wichita untuk membeli karburator tampaknya jauh di sana.
ميدوني ، دنبال يه كاربراتور تا ويچيتا رفتن ، راه درازيه.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن