ترجمه "perintah" به فارسی

فرمان, اجازه, اموزش بهترین ترجمه های "perintah" به فارسی هستند.

perintah
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرمان

    noun

    Dan terjadilah bahawa mereka melakukan semua hal ini menurut perintah raja, Het.

    و چنین گذشت که آنها همۀ این چیزها را برپایۀ فرمان حتِ پادشاه انجام می دادند.

  • اجازه

    noun
  • اموزش

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • انتصاب
    • تدریس
    • تضمین کردن
    • تعلیم
    • تعلیمات
    • حتمی کردن
    • حکم
    • حکم کردن
    • حکمی
    • حکومت
    • دستور
    • دستور خدا
    • دستور خرید
    • رهنمود
    • سفارش خرید
    • فرمایش
    • قاطع بودن
    • قاعده اخلاقی
    • قانون
    • قدغن
    • قلمرو
    • قول
    • مانع شدن
    • مسلط بودن
    • مطمئن ساختن
    • معلمی
    • موعود
    • نهی
    • پند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " perintah " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "perintah" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "perintah" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه