ترجمه "permit" به فارسی

اجازه, اذن, جواز بهترین ترجمه های "permit" به فارسی هستند.

permit
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اجازه

    noun

    Sebagai seorang anak kapal, saya mempunyai permit untuk tinggal di Puerto Rico selama sebulan sahaja.

    من به عنوان خدمهٔ کشتی اجازه داشتم که فقط یک ماه در پرتوریکو بمانم.

  • اذن

    noun
  • جواز

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • دستور
    • مرخص کردن
    • پروانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " permit " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "permit" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه