ترجمه "persaingan" به فارسی
جنگ, جنگاوری, رقابت بهترین ترجمه های "persaingan" به فارسی هستند.
persaingan
-
جنگ
noun -
جنگاوری
noun -
رقابت
nounSepertinya, uh, ada sedikit persaingan... kembali dalam bisnes daging.
مثل اينكه ، ما دوباره در صنعت گوشت يه رقابت داريم
-
ترجمه های کمتر
- محاربه
- مسابقه
- مشاجره
- نزاع
- همچشمی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " persaingan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "persaingan" با ترجمه به فارسی
-
عملکردهای ضد رقابتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن