ترجمه "perut" به فارسی
شکم, معده, بطن بهترین ترجمه های "perut" به فارسی هستند.
perut
noun
دستور زبان
-
شکم
nounKalau kau boroi aku akan tinju perut boroi kau.
اگه تو شکم داشتی ، من با مشت میزدمت.
-
معده
nounBetul, saya ada masalah perut sudah lama dari semua kebiasaan yang saya minum sebelum ini.
... بله ، من سالهاست که مشکل معده دارم بخاطر مشروبخوریهایی که قبلا داشتم
-
بطن
noun
-
ترجمه های کمتر
- تنگه
- دل و روده
- روده
- ناحیه حاصلخیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " perut " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Perut
-
معده
nounIa menuju ke perut anda dan akhirnya ke dalam usus.
برشتوک به داخل معده شما رفته و در نهایت وارد روده ها می شود.
عباراتی شبیه به "perut" با ترجمه به فارسی
-
دستگاه گوارش
-
غلبه یافتن
-
جذاب
-
ابعاد · تنگه · دل و روده · روده · قطر شکم · محیط
-
روزه گرفتن
-
سرطان معده
-
سرطان معده
-
افطار · صبحانه · ناشتایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن