ترجمه "pilot" به فارسی

خلبان, هوانورد بهترین ترجمه های "pilot" به فارسی هستند.

pilot
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • خلبان

    noun

    Tapi nanti, ketika jadi pilot, kamu akan tahu yang dalam pertempuran kamu perlu buat keputusan.

    ولي روزي که خلبان شدي ، ميبيني که توي نبردها مجبور ميشي که يه تصميماتي بگيري.

  • هوانورد

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pilot " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "pilot" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه