ترجمه "pisang" به فارسی
موز, بنان, موز بهترین ترجمه های "pisang" به فارسی هستند.
pisang
noun
-
موز
nounAku tak dapat makan makanan kegemara aku, iaitu pisang!
من حتي يه تيکه از غذاي محبوبم ، موز رو ، نتونستم بخورم!
-
بنان
-
[[موز]]
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pisang " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pisang
-
موز
nounAku tak dapat makan makanan kegemara aku, iaitu pisang!
من حتي يه تيکه از غذاي محبوبم ، موز رو ، نتونستم بخورم!
تصاویر با "pisang"
عباراتی شبیه به "pisang" با ترجمه به فارسی
-
موز
-
موز
-
پلنتین
-
خرمالو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن